سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
د
دلم برات تنگ شده
مواظب زندگیم باش
نوشته شده در ساعت 13:29 توسط قطره بارون |
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
دیگه حوصله ی زندگی رو ندارم...
فقط سلامتی نفسم رو می خواهم.
تا ابد دوستت دارم
نوشته شده در ساعت 13:2 توسط قطره بارون |
سه شنبه نهم تیر 1388
زندگی میگذرد اما من ...........
نوشته شده در ساعت 10:51 توسط قطره بارون |
جمعه دوم اسفند 1387
نوشته شده در ساعت 21:45 توسط قطره بارون
پنجشنبه یکم اسفند 1387
گفتي بايد از هم جدا بشيم گفتم قبول گفتي دوست دارم گفتم منم دوست دارم اما نگفتي چه جور فراموشت كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تا ابد دوستت دارم ![]()
نوشته شده در ساعت 21:42 توسط قطره بارون |
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

نوشته شده در ساعت 22:22 توسط قطره بارون
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

نوشته شده در ساعت 16:29 توسط قطره بارون
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387
دوستت دارم![]()
نوشته شده در ساعت 21:42 توسط قطره بارون |
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
سلام همه ی وجودم. امیدوارم حالت خوبه خوب باشه. نمی دونم بدون تو چه جور زندگی رو سر کنم.از دنیا دیگه بدم می یاد.اما تو گفتی زیر یه آسمونیم.غم نخور/شاد باش/آخه چه جور می تونم بدون عشقم زندگی کنم.زندگی نیست عذاب.نمی دونم چرا خدا می خواد شادی رو از من بگیره.فقط یه خواسته از خدا دارم اینکه همیشه تو سلامت و شاد باشی. مواظب خودت باش خیلی زیاد دوست دارم![]()
نوشته شده در ساعت 18:3 توسط قطره بارون |
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387

نوشته شده در ساعت 18:27 توسط قطره بارون |